باسلام خدمت جناب اقای ستوده عزیز.جمعه 1389.11.15 صعودی سخت داشتم به قله توچال از سنگ سیاه به بالا هوا خیلی خراب بود بطوری که باد بعضی اوقات کوهنوردان را به زمین می انداخت حرکت خیلی سخت بود باد برف ها را به سمت شرق پرتاب میکرد در بعضی قسمت ها علامت ها فقط نیم متر بیرون از زمین بود پاها بعضی قسمت ها تا کمر داخل برف میرفت و حرکت را کند میکرد هوا خیلی سرد بود باد بالای 35 تا می وزید اکثر کوهنوردها تو خودشان بودن حتی نمیتوانستند بیکدیگر سلام کنند.تنها صدایی که می امد صدای زوزه باد و تکه های برف بود . در این هنگام بود که صدایی از دور شنیده شد صدای هورا هورا چه هوایی این صدا به من روحیه بیشتری داد تا بتوانم بهتر بالا بروم وقتی به من رسید تنها کسی بود که به من خسته نباشید گفت . اون صدای زیبا صدای کسی بود که به او می گویند شاعر خوش زبان و مهربان کوهستان یعنی حمید ثابتی عزیز . باتشکر از شما و حمید ثابتی.