136 - سلامی تازه ..............
سالهاست باعاشقی هم خانه ایم می پر ستیم و پی میخا نه ایم
چون نظر بر اصل جانها کر ده ایم عشق را با غشق پیدا کرده ایم
اتشش ای دوستان جان را گرفت شعر من سوزاندو ایمان راگرفت
من درودم بر سلا می تازه باد بخشش عشقم چه بی اندازه باد
افرین ای افتا ب ای روشنی این چه شیدائی است بر عالم زنی
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 22:41 توسط حميد ثابتی
|
hamidsabeti1340@yahoo.com