141 - یکنفر منتظر است.....هدیه به روح دائی عزیزم.......
یک تن در دل تاریکی شب منتظرخورشیداست
لحظه ی خنده ی صبح و سحر سپید است
آفرین بررخ روز...آفرین دخترعالم افروز...
یک تن چشم براه باهمه آه تا که ببیند امید
بکشد دست به رخسار زمین با همه دید
آفرین برقدم شب شکنان
آفرین برهمه خوبان زمان
یک تن ازدر دروازه ی عشق مینگردآزادی
بال در بال کشد اوج برای شادی
آفرین بر تو عزیز
آفرین ای همه چیز
یک تن خون بدلش می ریزد
تا که انسان به جهان برخیزد
آفرین برهمگان
آفرین اهل جهان....................
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 20:45 توسط حميد ثابتی
|
hamidsabeti1340@yahoo.com