بسي روزها رفت و شبها شكست
اجل بي‌مهابا چو گيرد نفس
به هر لحظه‌ بينيم مرگ فلان
خوشا آنكه آموخت پند از زمان
به مردي شود نام مردان بلند

دريغ آدمي بار خود را نبست
به بيرون برد جانمان از قفس
شود پاك از صحنه‌ي ذهنمان
اگر نوح باشي روي از جهان
كه از نام نيكو شوي ارجمند