دلم میخواد از این دنیا جدا شم...

دگر با اهل این دنیا نباشم...

نشینم گوشه ای ارام و زیبا..

.باقی عمر خود با یار باشم...

دلم میخواد زنم بر کوه و صحرا...

ز خود بیخود شوم در دشت رویا...

نفس تازه کنم در باغ و بوستان...

چو مرغی پر کشم رو سوی بالا...

دلم میخواد که فریاد وفغانم...

رسد برگوش دادار زمانم...

کنم خنده زدست این زمانه...

ز دل بیرون بریزم هرچه دانم...

دلم میخواد که ویرانی نبینم...

پریشان حال و گریانی نبینم...

به هر جا میروم مهرومحبت...

رسم جائی که حیوانی نبینم.............