اي مكر چقدر بر در و ديوار زدي
با آن همه حُقّه‌ها و رنگارنگي
عمري بدوي به سرپناهی نرسي
داني كه چرا مكر تو را مي‌نامند
تا هست زمان خانه‌ي خود ويران كن
اين پند حميد در همه ايّام بگير

پيش همه كس در همه جا جار زدي
در منظر صاحب جهان بيرنگي
چون بار كجي به جایگاهی نرسي
کردار تو را، زشت همه مي‌دانند
آن خانه پر از معرفت و ايمان كن
جايي كه خدا هست در آن خانه نگير