194-رسان انسان..........
کدامین اشک آهی شد که سنگ بر سنگ می لغزد؟
بغیر از آدمی و آدمیت در وطن هر چیز می ارزد؟
گرفته وحشت وحشی تمام شهر را یکسر؟
همه از هم گریزاند و تن در قبر می لرزد؟
شدیم حیران همدیگر به افکاری سراسر غم؟
نفهمیدیم که عشق آمد چگونه بی خبر پر زد؟....
+ نوشته شده در شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۲ ساعت 16:27 توسط حميد ثابتی
|
hamidsabeti1340@yahoo.com