ديد موری به بیابان زنبور در مسيرش لگد و پا ميخورد گفت اي مور، چه رنج و سختي ما نشينيم به هر جا خواهيم بُرد او را به دكان قصاب شادي و رقص كنان پروازي خندهاي كرد و نشست شاهانه لقمهاي كند برد در خانه ناگهان سر برسيد صاحب جا مور گفتش كه چنين است پايان هر كه بار از عمل خويش نبُرد
ميكشد بار بزرگي با زور باز با سعي غذا را ميبرد همچو ما باش نكش بدبختي بيتلاش لُقمه خود بر داريم گفت بنگر كه نبيني در خواب بر لبش زمزمه و آوازي هر چقدر خواست بخورد جانانه تا كه تكميل كند پيمانه ضربهاي زد بدنش كرد دو تا هر كسي مفت خورد در دوران عاقبت سر به سر تيغ سپُرد
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۹ ساعت 9:13 توسط پرويز ستوده شايق
|
hamidsabeti1340@yahoo.com hamidsabeti1340@gmail.com --------------------------------- ايميل پرويز ستوده شايق psotoudeh@gmail.com جهت دريافت مطالب ، تصاوير و نوشته هاي شما و قرار دادن در سايت --------------------------------- سلام و درود رقص يعني شادي و نشاط برف يعني سپيدان و پاكي ... با تبريك تاسيس اين وبلاگ به همه خوبان اميدوارم بتوانيم كاري استوار ، زيبا و با شكوه همانند كوهستان و طبيعت آن با ياري خدا انجام دهيم با تشكر از شما حميد ثابتي -------------------------------- منتظر حضور گرمتان هستیم ------------------------------- این وبلاگ هدیه ناقابلی است به دوست و همنورد ارجمندم حمید ثابتی ، شاعر توانای کوهستان با ارادت فراوان پرویز ستوده شایق نشاط کوهستان ------------------------------- دوستان و خوانندگان گرامی وبلاگ رقص برف ، چنانچه ایراد و اشکالی در آن مشاهده فرمودید ، لطف می کنید اگر آنرا در قسمت " نظر بدهید " درج بفرمایید تا اصلاح شود . با احترام ستوده