22- بره و گرگ
شنيدم برهاي پائين چشمه درون آب جست حيوان تشنه
به ناگه گرگ مكاري رسيده سرچشمه بلند زوزه كشيده
چه ميخواهي درون چشمه آب شده بازيچهات گرديده مرداب
چرا اين آب را آلوده كردي حيات زندگي را مرده كردي
گمانم پارسال هم مادرت بود تمام آب را آلوده بنمود
بگفت اي گرگ تو بيهوده گوئي تو بالايي ز من صافي بجويي
سرچشمه اگر پاكيزه باشد به هر جا ميرسد پاكي بپاشد
جوابم را نده زيباي ساده منم آن گرگ خون ريز درنده
نظر بر گرگ كرد از دردمندي برآورد از نفس آه بلندي
كه اي ياوه سراي زشت كردار همه نيّت منم اي گرگ خونخوار
چرا اين آب را آلوده كردي حيات زندگي را مرده كردي
گمانم پارسال هم مادرت بود تمام آب را آلوده بنمود
بگفت اي گرگ تو بيهوده گوئي تو بالايي ز من صافي بجويي
سرچشمه اگر پاكيزه باشد به هر جا ميرسد پاكي بپاشد
جوابم را نده زيباي ساده منم آن گرگ خون ريز درنده
نظر بر گرگ كرد از دردمندي برآورد از نفس آه بلندي
كه اي ياوه سراي زشت كردار همه نيّت منم اي گرگ خونخوار

+ نوشته شده در شنبه ۱۸ دی ۱۳۸۹ ساعت 22:11 توسط پرويز ستوده شايق
|
hamidsabeti1340@yahoo.com