48 - ميتوني
ميتوني از عالمي جدا بشي
ولي احساس تو هرگز نكُشي
ميتوني سنگ و رو دوشت بكشي
كوه به كوه بگذري و خسته نشي
ميتوني بر دل دريا بزني
بر خلافش بري و داد نزني
ميتوني تمام عمر بی رنگ باشي
ولي بيگانه با هر چي ننگ باشي
ميتوني درد و تو سينه بريزي
صبوري كني و اشكي نريزي
ميتوني سرو و صنوبر بكاري
واسه آزادگيشون گل بياري
ميتوني خورشيد و دعوتش كني
گوشهاي آفتاب و خدمتش كني
ميتوني با عزم و ايماني قوی
بر تمام مشكلات فاتح شوي
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۹ ساعت 9:16 توسط پرويز ستوده شايق
|
hamidsabeti1340@yahoo.com