حلاّجم من حلاّجم
همه جا سير مي‌كنم
حلاّجم جار مي‌زنم
با توكل بر خدا
پنبه‌ها شاد مي‌كنم
به ياد گذشته‌ها
راز مردم هست رازم
هر كسي گوش بكنه

صاحب تخت و تاجم
واسه خرج كماجم
با كمون تار مي‌زنم
براي يار مي‌زنم
از هم آزاد مي‌كنم
فلك و ياد مي‌كنم
مي‌نوازم برسازم
شاد ميشه از آوازم