داستان تمام نشدني
مي كشه منو با خود
مي كنه زخود بيخود
مي خوامش خاطر خواشم
منت شو ميكشم
مگه ميشه بگذرم از خورشيد دل بكنم
در قمار اين دلم مي زارم هر چي دارم
سپيدي برازنده توست اي داستان تمام نشدني ....... حميد
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۱ دی ۱۳۸۹ ساعت 14:1 توسط پرويز ستوده شايق
|
hamidsabeti1340@yahoo.com