231-رویای آزادی...........
فرزند پدری نطامی و مادری روستائی از جفرافیای کویر نائینم
که در صبحی برفی و سرد از کشمکش آخرین شب
پائیز و اولین روز دیماه سال یکهزار و سیصد و چهل
در بیمارستان فرح تهران به زمستان رسیدم
فریاد باد در گوشم و سپیدی ی برف در ذهنم
عشق را به تصویر میکشد
تا هیچ هیاهویی قادر به بستنش نباشد
در یالهای جان آفرین البرز لاجوری
قله ی عشق ساز بر لب
نوای شادی سر میدهم
و رویای آزادی در سر دارم...........
+ نوشته شده در جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ساعت 0:23 توسط حميد ثابتی
|
hamidsabeti1340@yahoo.com