248- عریانی ام.............
لباسی که بر تن کردم عریانی ام
را نپوشانده و لختی ام را نگرفته زرق
و برق دنیا چشمهایم را خیره کرده و
رنگ و لعاب زمین نگاهم را برده تا عمق نیستی؟
پارچه ای میخواهم ازجنس صداقت
تا عریانی ام را بپوشاند و نخی از سادگی
که لختی ام را پرده کشد تا اوج هستی.........
صبحها به وقت انتظار در ایستگاه اتوبوس
hamidsabeti1340@yahoo.com