198-گلی کاشتم........
تازه تر از تازه گلی کاشتم
جان به لب آمد بدل انداختم
با غم خود غمکده ای داشتم
خنده به لب خنده ی تو خواستم
با رخ مهتاب به شب تاختم
رقص سحر رابه نظر بافتم
مست شدم هست شدم یافتم
ساده تر از ساده خودم ساختم
+ نوشته شده در یکشنبه ۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت 16:33 توسط حميد ثابتی
|
hamidsabeti1340@yahoo.com